خرید بک لینک
این مادر نوشته است: «چرخ گردون می چرخد، روزها از پس هم می گذرد. بهار، تابستان، پاییز، زمستان.اما برای ما روزگار فقط ایستاده است.در سی امین روز از فصل سردش می گویند بهاری دیگر در راه است ولی افسوس که زندگانی من در خزانی سخت مانده است و انگار قرار به رفتن ندارد. مات و مبهوت فقط نگاه می کنم. همه چیز در حرکت است ولی من همچنان میخکوب بر زمین، در روز ۳۰ دی جامانده ام. نفس زندگی ام رفت و در کما به سر می برم. زنده هستم ولی زندگی نمی کنم. چشمانم باز است ولی نمی بینم. از درون آب می شوم، در نبودت ای پاره تنم. «رضا»ی عزیزم دلم می گیرد از این همه غفلتی که تو را از ما گرفت. دلم می شکند از نادانی برخی انسان ها که اگر نکات ایمنی را رعایت می کردند نوروز امسال برایمان جور دیگری رقم می خورد. نمی دانم آیا نوروز بر شما مبارک می شود وقتی دل این همه مادر در فراق عزیزانشان دردمند است. واژه تبریک بر زبانم نمی چرخد می دانم که ملتی با من غمگین هستند وعده ای نیز خود را در این حادثه مقصر می دانند. کما اینکه خود می دانند با رعایت ایمنی ساختمان می شد جلوی این اتفاق تلخ را گرفت و این نوروز بر ما هم مبارک می ...

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 12:23

صفحه بندی